روایتی از جنایت داعش‌گونه و شهادت حمیدرضا یوسفی‌نژاد در مشهد

خبرنگار ستاد
4 ماه پیش

ابوالفضل ولش‌آبادی، دانش‌آموز بسیجی پایه دهم و از مجروحان اغتشاشات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ در دیدار با اعضای تشکل مردمی «مهرانه» حوادث آن شب را روایت کرد.

به گزارش روابط‌عمومی ستاد امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر خراسان رضوی؛ ابوالفضل ولش‌آبادی، دانش‌آموز بسیجی پایه دهم و از مجروحان اغتشاشات خونین دی‌ماه ۱۴۰۴ گفت: روز پنجشنبه هجدهم دی‌ماه و حدود ساعت هشت و نیم‌شب برای دفاع از رهبر، حرم امام رضا (ع) و امنیت ناموس مردم به میدان رفتم. در شرایطی که جمعیت به سمت ما می‌آمد، سوار موتور یگان ویژه شدیم اما ناگهان با ضربه‌ای شدید به زمین افتادیم و فردی با چاقو به سمت من حمله کرد.

 وی افزود: پس از زمین‌خوردن، با لگد و ضربات متعدد مورد ضرب و شتم قرار گرفتم و با یک جسم سنگین که بعداً متوجه شدم میلگرد بوده، به ناحیه گیجگاهم ضربه زدند و بیهوش شدم. دوستان بعداً گفتند چون فاصله ما با نیروهای انتظامی کم بود، مهاجمان ما را به داخل جمعیت بردند و آنجا به‌شدت مورد حمله قرار دادند.

 ولش‌آبادی بیان کرد: در همان صحنه، به من گفتند اگر به رهبری فحش بدهم، رهایم می‌کنند، اما گفتم رهبرم مایه عزت من است و هرگز چنین کاری نمی‌کنم. پس از آن، ضربات شدیدتری به من وارد شد. نبضم را گرفتند تا ببینند زنده هستم یا نه؛ چهار ساعت هیچ نبضی نداشتم.

 وی توضیح داد: شهید والامقام حمیدرضا یوسفی‌نژاد، از بسیجیان حوزه ۹ میثم، می‌توانست فرار کند اما به‌خاطر من ایستاد. او از ناحیه شکم مورد اصابت ضربات متعدد چاقو و شمشیر قرار گرفت و نهایتاً به شهادت رسید. گلویش را تا نیمه بریدند و پیکرش را روی موتور انداختند و موتور را آتش زدند.

 دانش‌آموز بسیجی پایه دهم اذعان داشت: من و شهید یوسفی‌نژاد را به بیمارستان منتقل کردند؛ ایشان با شوک هم برنگشتند اما من به لطف خدا بازگشتم. خدا دوباره به من فرصت داد تا به مردم و بچه‌محل‌ها خدمت کنم.

 این دانش‌آموز بسیجی با رد شائبه دریافت پول برای حضور در میدان اعلام کرد: نه حقوقی در کار بود و نه پولی. حتی فرمانده‌مان اجازه نمی‌داد به‌خاطر سن کمم بیایم. خودم التماس می‌کردم که اجازه بدهند حضور داشته باشم.

 وی خاطرنشان کرد: هدف و انگیزه‌ام اول برای رهبرم؛ دوم برای دفاع از شهر امام رضا (ع) که می‌خواستند به آن تعرض کنند؛ و سوم برای امنیت ناموس مردم بود. امنیت و ناموس از هر چیزی مهم‌تر است. جامعه بدون امنیت، حتی اگر اقتصادش خوب باشد، ارزشی ندارد.

 این مجروح اغتشاشات عنوان کرد: صحنه‌هایی دیدم که انسان باورش نمی‌شود؛ حمله به مردم عادی، آتش‌زدن موتور و ماشین، و وحشی‌گری‌هایی که یادآور رفتار داعش بود. خدا را شکر که این فتنه تمام شد. بزرگ‌ترین نعمت یک جامعه، بعد از سلامت، امنیت است.

 انتهای پیام/

کد خبر:
91
لینک کوتاه:
دسته ‌بندی خبر:
ثبت نظر جدید
تمامی حقوق برای ستاد امر به معروف و نهی از منکر استان خراسان رضوی محفوظ است